انسانک یعنی چه

انسانک همان حفره گردالی ِتهی ِسیاه در میان چشمان توست!

همان که همگان گویند مردمک و من می‌گویمش انسانک! چون مردم واژه ای است که مفرد ندارد و من فردیت را چنان باور دارم که خدا را …

انسانک مقامش به لبریز بودن از هیچ است و شَرَفَش به خالی شدن از هر چیز؛ و الا کور می‌رود. اینجا بنده‌ای در کمال ِ رمندگی جستجوگر انسان ِمحض ِدرون خویش است! حسام‌الدینم و سفرنامه کوچ در کوچه‌های پر رنج زیستن به سوی خویشتن را روایت می‌کنم.

انسانک

روایت زیستن یک وجب عمیق تر از سطح