نوشته‌ها

پاگرد سوم – پاییز ۹۹

داستان انسانک به اولین یلدا رسید. نُه ماه از هم‌صحبتی‌مان در انسانک گذشت. نه ماه یعنی آن‌قدر که مادری اگر باری داشت، اکنون وقت بار زمین گذاشتن رسیده بود. در این اپیزود هم باری زمین گذاشته شده و برای نخستین بار از «چه نیست» سخن به میان آمده. موضو…
اپیزود هجدهم پادکست انسانک

۱۸ – سرو صبر قامت

اپیزود هجدهم، پنجره دیگری است رو به زندگی. اینبار نیز رخدادی بهانه شد تا گنجی که بارها و بارها شاید از کنار آن بی تعمق گذشته ام را با دقتی، کمی بیش از معمول بشنوم و حاصل شنیدن را با شما در میان بگذارم. موضوع این اپیزود بنا بود چیز دیگری باشد و برای…
جهان منحصر به فرد من - پادکست انسانک

۶ – جهان منحصر به فرد من

چه خبری باشکوه‌تر از اینکه بدانیم هیچ انسان دیگری، جهان را آن‌گونه که تو می‌بینی نخواهد دید. تو نظاره‌گر منحصر به فرد این هستی، هستی آن‌چنان که من و دیگران چنین هستیم.
جهان منحصر به فرد من - پادکست انسانک

انسان و محیط (۱): همچون جنین در رَحِم تاریخ

,
همیشه برایم سوال بوده چرا معمولا آدمهای اثرآفرین، در حاشیه اثرشان ننوشته‌اند که این نوشته ماحصل چه روزی و چه تجربه زیسته‌ای بوده؟ در زیر کدام آسمان، در هیاهوی کدام شهر، در گیر و دار کدام روزمرگی فلان ایده به سرشان رسیده و یا فلان موضوع را نوشته‌اند! چقدر خواندنی بود اگر مثلا ملاصدرا در دفتری نوشته بود که امروز یک هندوانه شیرین خوردم، ظهر کمی خوابیدم، بعد دقایقی در حوالی کَهَک قدم زدم و به فلان موضوع اندیشیدم! نه؟