پاگرد چهارم

در پاگرد چهارم، پیرامون چهار موضوع صحبت شده است:

  • اول – خبر یک زایش و رویش
  • دوم – توضیحی در ارتباط با «آسایش ایمانی»
  • سوم – تجربه زیسته‌شده‌ای در پادکست انسانک
  • چهارم – داستان و سرنوشت سال بعد انسانک

پیشاپیش سال خوبی را برای همه شما شنوندگان انسانک آرزو داریم. در کانال تلگرام انسانک، می‌توانید اخبار انتشار اپیزودهای عیدانه را پیگیری کنید و همچنان سایت انسانک برای بیان نظرات و نقدهای شما مهیاست

26 پاسخ
  1. هدی عابدی
    هدی عابدی گفته:

    سلام آقای ایپکچی
    پاگرد رو شنیدم و مثل همیشه لذت بردم
    ۱. از خبر زایش و رویش بسی خوشحال شدم و ذوق کردم
    ۲. بحث آسایش ایمانی هم خیلی جالب بود و شک هام رو از پشت پرده آورد روی میز!
    ۳. دو سه ماهی میشه که با انسانک آشنا شدم و از همون موقع میخکوبش شدم، بیش از حد! شب و روز انسانک می شنیدم. این حجم از علاقه برای خودم هم عجیب بود تا اینکه امروز بعد از شنیدن تجربه شما یه آاااهان گفتم: جدای از عمق و ادب و جذابیت انسانک من شیفته «خود بودن» شما شدم، همون چیزی که بیش از همیشه محتاجش هستم! شیفته اصالت و صداقت انسانک شدم چیزی که در این خودفروشی رایج در زندگی ام کمش دارم. من در انسانک به دنبال خودم می گردم…
    ۴. خوشحالم براتون که از این قید هم رها شدید و قطعا مختارید برای هر تصمیمی در مورد انسانک که اثر شماست فقط اینکه من به عنوان مخاطب نیاز دارم که از قبل بدونم قراره اپیزود جدید بیاد. اگه از قبل اطلاع رسانی بشه خیلی خوبه.

    پاسخ
  2. سمانه
    سمانه گفته:

    عرض سلااااام و دروووووود فراوان خدمت شما عزیز، فقط خواستم یه خسته نباشید و خدا قوت و سال نو مبارک و تولد یک سالگی انسانک مبارک و آخجون که هستید و خوشحالم از بودنتان بگویم و بدانید که انسانک مونس است ما را. شاد و سلامت و پیروز و برقرار باشید.

    پاسخ
  3. افشین بهرامی
    افشین بهرامی گفته:

    سلام و درود به آقای حسام الدین ایپکچی
    دوست عزیزِ مجازیِ من
    بیش از پیش سپاسگزارم از شما من از زمان انتشار پادکست ۵۲ مگاهرتز با انسانک آشنا شدم و شیفته روش تهیه محتوا و تفسیری که شما از برداشت های خودتون ارائه می کنید شدم شاید معدود مواردی باشه که حتی من با نظرات شما هم موافق نباشم اما چونکه با صراحت بیان میشه و تعصبی در صحبت ها نیست ذهن انسان رو درگیر یک دیدگاه و تفکر نو ، غیر از خود میکنه که حتی در مقام یک تفکر مخالف قابل تأملِ.
    یه موردی رو متوجه نشدم که شما قائل به این هستید که ما در بحث دین اول باید به یقین برسیم یا حقیقت ؟
    خیلی هیجان انگیز تر شد وقتی که شنیدم دیگه انسانک زمان مند نیست چونکه ما هم دوست نداریم حسام الدین عزیز نگرانی داشته باشد برای انتشار یه مطلب که می دونم خیلی زحمت هم برای تهیه آن می کشد و دلواپس دیر یا زود شدن آن باشد .

    😘🖐🖐🖐

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام افشین عزیز
      بر این نظرم که ما قبل از بلوغ عقلی در چارچوب یک باور ایمانی تربیت می‌شویم و اعتقادات ما مقدم بر بلوغ عقلی شکل می‌گیره. در مورد تفکیک «یقین» و «حقیقت» صحبتی نداشتم و متوجه این تفکیک نشدم. شاید اگر توضیح بفرمایید متوجه منظورتون بشم

      پاسخ
  4. فرهاد
    فرهاد گفته:

    با سلام و امتنان فراوان، اگر اجازه بدهید دیدگاه حضرت شمس الدین تبریزی و تجربه خام خودم را ثبت کنم:
    «پیش ما یک بار مسلمان نتوان شدن !
    مسلمان می شود و کافر می شود و باز مسلمان می شود و هر باری از وی چیزی بیرون می آید ،تا آن وقت که کامل شود !»

    پاسخ
  5. آرزو جهانگیری
    آرزو جهانگیری گفته:

    سلام روز زیبای بهاری تون بخیر
    من با پادکست انسانک از طریق برنامه فدیبو آشنا شدم خیلی از قسمت های توی کانال فدیبو به روز نشده دلیل خاصی داره؟

    پاسخ
  6. مریم
    مریم گفته:

    سلام آقا احسان عزیز میدونم که آزادی برای انسان ها خیلی مهمه و اینکه باعث رشدشان میشه ولی آیا تو زندگی زناشویی آدم میتونه دنبال همون آزادی زمان مجردی باشه امنیت تو زندگی زناشویی بهتر از آون آزادی بی بند بار نیست .این مسئله یکی از مشکلات اساسی زندگی من هست ازتون خواهش میکنم با آون بیان زیباتون راجع به این مسئله صحبت کنید .
    ولی در مورد یکی از صحبت های شما که گفتید بدترین نوع اینکه یکی از زوجین خودش رو فرای رشد یکی دیگه کنه و اون هم در انتها میره و خیانت میکنه یا میره از این زندگی
    دلم میخواست شماهم که بچه دارید تو دو سال آون زندگی بچه واقعا مادر ها کمتر میتونن به مطالعه بپردازند و اینکه کلا مسیولیت بچه باعث میشه مادر بعضی جاها جا بمونه مخصوصا آگه دوتا باشن مردها راحت ترن مطالعه میکنن بیرون میرن مادر خیلی با بچه اسیر میشه تربیت بچه بیماری تفریح نمیگم آدم باید غرق بشه ولی تو تایم بچه داری یه زن یاد میگیره در کنار تمام نقش هاش مادر باشه و این رو با هزاران کتاب خوندن نمیشه یاد گرفت بگید به مردها که میشنوند شمارو مطالعه و رشد تو راه های مختلف میتونه باشه نکه فقط چون تو حوزه مطالعات اونا نیست به چشم نیاد
    زنی که سعی میکنه با تمام مشکلات الان جامعه زندگیش رو جمع کنه و بچه های سالم و نرمالی بار بیاره و کلیه مسئولیت های خونه و بچه هاش رو به دوش بکشه بعد شوهرش بره رشد کنه و در انتها خیانت خیلی ناحقی میشه راجع بهش شما بگید چون مردهای بسیاری به حرف شما گوش میکنن و شما هم جنس خودشونین این برادری در حق من و زنهای مثل من بکنید آخرین نسل از دهه ۶۰ که اومدیم زندگی کنیم و بسازیم نه با اولین مشکل جا بزنیم بریم سراغ یکی دیگه چون الان همه این کار رو میکنن ممنونم

    پاسخ
  7. امیرعلی
    امیرعلی گفته:

    خدایا این عزیز رو برای ما نگهدار
    آقا حسام، عجب حال ناخوب ما را گران می خرید
    منِ شانزده ساله، از زمان کرونا به ندرت طعم و عطر کلاس های مدرسه و بعضی گفتمان های غیر درسی اما شیرین معلمان را می بینم و می شنوم
    اما اکنون حلوایی بس شیرین تر یافتم که انشاءالله آدم های بیشتری این حلوا را بچشند.
    انسانک شیره ای از درخت ریشه دار و اصیلیست که هر موقع سراغش می روم پشیمان که هیچ، عشق به عالم پیدا می کنم؛ جایی که در تنهایی بسیار از آن فرار می کنم.
    مطمئنم که این دوست داشتن ها و لطف ها چندین هزار برابرش نصیبتان می شود.
    خلاصه که بدونید منِ انسانک بدجور مسرورم
    این سرور با آن شادی های معمولی از شنیدن جک و غیره فرق دارد.
    شاید قهقه نمی زنم اما در قلبم سروری برپاست.

    پاسخ
  8. Ana khosh
    Ana khosh گفته:

    درود برشمااستادگرامی وارجمند:
    انشاالله تندرست و شاد باشید در کنار عزیزان.
    مثلِ همیشه لذت بردم ومنتظرِشما،می مانم.
    با تقدیم احترام.

    پاسخ
  9. ک فرمانفرما
    ک فرمانفرما گفته:

    جناب حسام خان عزیز🌺🌺🌺
    سلام و ارادت فراوان خدمت شما
    من تمامی اپیزودهای دانشگاه شما را دوبار دوبار گاها سه باره گوش میکنم
    لطفا حلال کنید
    🙏🙏🙏🙏🙏
    لطفا سلام از سر مهر و عشق مارا خدمت همسر مهربان برسانید
    علی اقای عزیزو نور چشم را بخدا میسپارم 🌺
    استاد عزیز خدا حافظتان 🌺🌺🌺🌺🌺🧿

    پاسخ
  10. فاطمه یکتافر
    فاطمه یکتافر گفته:

    جناب حسام ایپکچی عزیز سلام! چطورید؟ خوبید؟
    من یکی از پشت کنکوری‌های این مملکتم 🙂 که گاهی خارج از چارچوب و گاهی در چارچوب اجباری کنکور، زندگی رو سپری می‌کنم.
    باید عرض کنم که در طی چهار ماهی که همراه پادکست انسانک بودم، صدا و سخن شما نقش بزرگی در رشد فردی من داشته‌.
    از اینکه انسانک رو ساختید و چنین میزبان بی‌نظیری بودید و در شب‌های بسیاری در دنج‌ترین نقطه‌ی شب، در ساکت‌ترین لحظه‌ی ممکن، صاحب نزدیک ترین صدای زیر گوش من بودید، از شما سپاسگزارم.
    ممنون که برای «من» از تأثیرگذارترین انسان‌های زندگیم و رفیق‌ترین شدید و سبک‌بالی و حظ آرامش رو بهم هدیه کردید.
    و در نهایت، خسته نباشید استاد!
    تندرست، سربلند و مانا باشید در کنار عزیزان‌تان.
    زادروزتان خجسته باد!
    ارادتمند شما، یکی از نخودی‌های اهل انسانک.
    پ.ن: تبریکات اینجانب را به جناب ایپکچی کوچک نیز برسانید. 😊💛

    پاسخ
  11. مسعود
    مسعود گفته:

    سلام آقای ایپکچی که فامیلیتونم خیلی خارجکیه 😉
    تقریبا از اپیزود هفدهم هجدهم همراهتون شدم و گاهی اشک تو چشمام حلقه میزنه از ذوق شنیدن کلامتون. واقعا بعضی وقتا شده وقتی دراز کشیدم و دارم به پادکست گوش میدم یه هو از جام بلند میشم و میگم واای! چرا تاحالا به این موضوع فکر نکرده بودم؟ چرا اینقد سطحی دیده بودم این موضوع رو.
    کلاممو کوتاه کنم و بگم که اون عمق کمی بیش از معمول حقیقتا جاش خالیه تو زندگی خودم. بیشتر برامون بگید.
    دیشب که پادکست در مقام خفت رو گوش میدادم بعد از تموم شدنش به صورت اتومات اومد رو این پاگرد. دیگه گفتم بزا اینم گوش بدم حالا.
    رفت و رفت رسید به موضوع آسایش ایمانی…
    توروخدا بیشتر دراینباره بنویسید و بگید بهمون. من احساس میکنم تعصباتون دینی و عقیدتی تو کشور ما و یا تو مقیاس بزرگتر تو خاور میانه بسیار موضوع مطرحیه و مسئله ی خیلی هاست.
    عمیقا دلم خواست کاش این قسمت از پادکست رو میتونستم برای پدر و مادرم پخش کنم بدون اینکه قضاوتی بشم.
    به جانم نشست کلامتون. نفستون گرم.
    امیدوارم هرجا هستید حالتون خوب باشه استاد ندیده ی من.

    پاسخ
  12. علی
    علی گفته:

    سلام آقا حسام عزیز. خوبی، دنیا به کام هست.
    یکساله میخوام بنویسم، کار و تنبلی اجازه نمیده، اینبار هم مثل دفعه ی قبل به یمن و کمک کرونا و قرنطینه زمانی پیدا شد برای نوشتن.
    وقتی چند بار تو پادکست ها گفتی شما فقط شنوده نباشید و باید جواب بدید، بیشتر عذاب وجدان گرفتم.
    اما بالاخره موقعیتش جور شد، عجب چیزی هست امیکرون، از بدن درد خوابم نمیبره.
    برای همین میخوام روده درازی کنم.
    راستش تو پاگرد پارسال موضوعی گفتی که نتونستم قبول کنم و با اینکه سطح اطلاعات شما از من خیلی بیشتره، به خودم این جرات رو دادم که باهات مخالفت کنم.

    شما از ابراهیم و چکش زدن به بت ها حرف میزنی، اما در جبه «آزر» هستی که!!!

    این نظر شخصی من هست :
    ابراهیم یک نفر نبوده، یک جرگه فکری بوده، انسان به جایی میرسه که دیگه نمیتونه قبول کنه که این بت ها و خورشید و ماه خدا باشن پس خداش رو از حالت مادی به خدای انتزاعی تغییر میده.
    وقتی ابراهیم داشت به بت ها تبر میزد به فکر عموش نبود که داره به افکار و کار و کاسبیش تبر میزنه. (بهتر از من میدونی که آزر بت ساز بود)
    باید چیزی که در اون زمان درست بنظر میرسید رو می‌گفت. شما یه بار گفتی که ما مدیون افکار و ایده‌های گذشتگان هستیم، حتی به غلت.
    پیامبر اسلام هم وقتی شروع کرد به ترویج افکارش، نگران این نبود که عموی بزرگش «عمر ابن هشام» معروف به ابوالحکم که پیامبر بهش لقب «ابوجهل» داد ناراحت میشه و کار و کاسبیش از بین میره.
    این نوع تفکر که حرفی نزنیم چون بزرگتر ها ناراحت میشن، که یک فاجعه هست، اگر اینطور بود که تا حالا نباید فلسفه از افلاطون و ارسطو به این طرف رشد میکرد، چون ممکن بود بزرگتر ها ناراحت بشن و الان شما بجای ساخت پادکست درباره شوپنهاور ، داشتی افکار و ایده های افلاطون را تحلیل میکردی.
    هرچند اینروزها دیگه حوصله ی بحث با کسی رو ندارم، اما حداقل نمیگذارم افکار و ایده های اشتباه مذهبی به فرزندم منتقل بشه.

    موضوع دوم دکتر شریعتی
    من هم مقاله شریعتی در مورد عشق و دوست داشتن رو در سن نوجوانی خوندم، شما گفتی این جمله که دوست داشتن از عشق بالاتره چون دوست داشتن منطقی هست و عشق احساسی، لفظ بازیه و عشق رو بردی به سمت یه رابطه ی یک نفره و فارغ از معشوق!!! من اینطور برداشت کردم که شما میگی من عاشق کسی یا چیزی هستم، حتی اگر خودش ندونه.
    عاشق میشی تنها بخاطر وجود خودش.
    ما همسن هستیم، پدر هم هستیم. از این زاویه هرچی به موضوع نگاه میکنم کاملا حق رو میدم به دکتر شریعتی.
    برای کسی بمیر که برات تب کنه، این یک جمله خودخواهانه نیست، عین واقعیت هست. خوده رابطه هست که ارزشمنده، هر کنشی باید واکنشی داشته باشه.
    دفعه‌ی قبل که کرونا گرفتم، دخترم فقط چند ماه داشت، تنها ارتباطش با اطرافش صدای آشنای مامانش و صدای قلبش بود، اما الان وقتی میاد پشت در اتاق میشینه و میگه بابا دلم برات تنگ شده، چرا نمیای بیرون، داستان برای من خیلی خیلی متفاوته.

    شما میتونی عاشق فیلم، کتاب ، شعر، موسیقی، نقاشی، رمان یا هر چیز دیگه ای باشی حتی به قول امروزی ها روی کسی کراش بدی، اصلا روی خدا کراش بده؛ نمیگم اینها غلطه اما با تجربه‌ی رابطه‌ی دوطرفه اصلا قابل قیاس نیست.
    رابطه‌ی دوطرفه همه چیزش به جا هست، دوست داشتنش، احساس مسئولیتش، قهر کردن و اختلاف نظرش. از خودگذشتی میخواد. فقط عشق نیست، باید منطقی عمل کنی، باید آینده نگری کنی، بخش مادیاتش هم مهمه.
    این وسط یه درک عمیق وجود داره، وگرنه حیوون ها وقتی بچشون از آب و گل درآمد ولش میکنن ، اما ما اگر درست و رفتار کردن رو بلد باشیم، با گذشت زمان، رابطه هامون عمیق تر میشه.

    تشکر بخاطر حوصلت. ببخشید، بلد نیستم مختصر بنویسم.
    دمت گرم بخاطر پادکست های عالیت. کاملا پیگیر پادکست هات هستم.
    امیدوارم سلامت و دل خوش باشی به زندگی.
    علی.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.