اپیزود هفدهم پادکست انسانک

اپیزود هفدهم، جزییاتی دارد که با هدفون شنیده می شود. این اپیزود نامه ای است به عالیجناب مارتین هایدگر؛ منتهی به یک پرسش و معمای بسیار مهم. چیزی بیشتری برای توصیف این اپیزود ندارم جز اینکه موسیقی استفاده شده هنرمندی محسن نامجو در یک کنسرت است در آهنگی به نام «هیچی» و آوای آکاردئون، موسیقی والس تهران است ساخته و اجرای مهرداد مهدی

مثل بقیه اپیزودها، این یادداشت نیز تدریجا کامل خواهد شد.

28 پاسخ
  1. علی
    علی گفته:

    سلام خسته نباشید. این اپیزود عالی بود مثل اپیزودای قبل.
    فقط واقعا متوجه سوال آخر نشدم که چرا نیم تنه بودا در اتاق شوپنهاور پیدا شد؟
    خب فکر میکنم کاملا مشخص هست دیدگاه شوپنهاور بسیار زیاد متاثر از بودا هست و خیلی جاها دو نفرشون یک حرف رو میزنن. وس چرا تعجب میکنید؟
    مرسی

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام
      سوال در متدولوژی و روش شناسیِ تفکر است
      بودا، فیلسوف نیست و در مقابل شوپنهاور یک فیلسوف پسا کانتی است. روش بودا، حضور در هستی و تربیت نفس و مراقبه است اما روش تفکر فیلسوفان یک طریقه نظری و کاغذپیمایی است. نظری بر رد یا قبول نظریات قبلی نوشتن و بر روی ریل منطق ارسطویی اندیشیدن.
      اینکه حرفها شبیه هم باشید یا نباشد، بحث فرعی است. اصل این است که آیا شوپنهاور هم در پایان عمر فلسفیدن خودش به این نتیجه می رسد که طریق ارتباط با هستی باید جنس دیگری باشد؟ آنچنان که شاید هایدگر هم آخر عمرش به اینجا می رسد که انسان باید در فراتاریخ ادامه یابد یا ابن سینا در آخر عمرش به این باور می رسد که فلسفیدنش را به اشراق نزدیک کند؟
      *
      اگر اینطور است؛ شاید بهتر است ما از ابتدا، در انتهای عمر این فیلسوفان تامل کنیم که راه طی شده را صد بار و از نو طی نکنیم.

      پاسخ
      • مهدیه
        مهدیه گفته:

        لطفا لطفا همچنان به این مباحث ادامه بدید که این درد مشترک خیلی از ماها هست و قطعا من مطالعه و تامل شما رو نداشتم لطفا راهنمایی کنید چطور از ابتدای عمرمون از انتهای عمر اونها شروع کنیم واقعا منم به همین نتیجه رسیدم که وقتی عده ای زحمت کشیدن زجر کشیدن فکر کردن راهی رو رفتن من نباید دوباره از همونجا شروع کنم از انتهای کار اونها باید شروع کنم

        پاسخ
  2. shnava
    shnava گفته:

    سلام!
    این قسمت رو نمی فهمم! یعنی هر چقدر بیشتر گوش دادم بیشتر نفهمیدم! احتمالا دلیلش مطالعه کم من از هایدگر و کم تر از اون از شوپنهاور باشه … اولین بار که پادکست رو گوش دادم اواسطش واسم سوال شد که تمام این حرف هایی که پخش می شود ساز است؟ و پس ابراهیم چه می کند؟ چه را می شکند؟ چه می ماند؟ اول برداشتم این بود که انسان باقی می مونه اما الان برداشتم اینه وجود باقی می مونه نه صرفا موجود … و خب در پادکست اشاره شد که انسان مساوی است با در هستی بودن … یعنی ما الان داریم سد بین هستی و انسان رو می شکنیم؟ یا سد بین موجود و وجود رو؟ یا هر دو تاش رو؟ … (یعنی الان از همین میشه به تفاوت اومانیسم و اگزیستانسیالیسم رسید؟)
    بعد یه پیشنهاد! میشه در این ضمیمه متنی، کتب یا سایت ها و متونی با مطالب نزدیک به متن پادکست معرفی کنید؟ چون خب الان مثلا من واقعا در فهم این مشکل دارم و سررشته داستان از دستم هی در می رفت …
    پیشاپیش و مجدد از تمام وقتی که میذارید متشکرم ^_^

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام
      ایده متن تکمیلی بعد از هر پست خیلی ایده خوبی است.
      و از ابتدا هم هدف ایجاد پست متناظر برای هر اپیزود همین بود اما متاسفانه با محدودیت جدی زمان روبرو هستم. تا امروز انسانک یک پروژه فردی است و کارهای زیادی هست که میشه انجام داد اما نه دست تنها … امیدوارم در آینده انسانک فراتر از این باشه که الان هست

      پاسخ
      • shnava
        shnava گفته:

        ما هم امیدواریم …
        شما قدم های نخستین (چون قراره خیلی ادامه داشته باشه) رو خیلی قشنگ و جذاب و پرمحتوا برداشتین و امیدوارم انسانک رو به راه و رو به رشد باشه …
        پ.ن: امیدوارم ذوقم رو ببخشید و این که هی هر دفعه میام سوال می کنم یا پیشنهاد میدم … :خجلت

        پاسخ
  3. hossein donyagard rad
    hossein donyagard rad گفته:

    درود و ارادت آقای ایپکچی عزیز
    وقتی تصویری را در استوریتان گذاشتید و بیان کردید ،تصویرها، برایتان قصه ای می شوند و خیالتان با تصویر قصه گو.و خواستید خیالمان را بنویسیم ، بداهه ای آنی از تصویر در خیالم جاری شد ،برایتان نوشتم،” یکی بود ،یکی نبود ، اونیکه نبود اانگار بود و اونی بود هرگز نبود”
    این مقدمه کوتاه برای بیان حسم از اپیزود هفدهم و بی همتائی بود که باور دارم اگر هزاران بار دیگر قصد بیان مفاهیمش را داشته باشبد بدین گونه دلچسب نخواهد بود و این اپیزود برایم ،یکتا و از منظر شیوائی کلام مانا و همیشگی است.
    من سه بار برای جلای درون خود بدان گوش دادم ، اول آنگونه که فرمودید با “هنس فری” بار دیگر در محیطی بسته اما با اصوات معمول و جاری زندگی و محیط خانواده که هر کس کار خودش را می کرد و بار سوم در کوچه و خیابان هنگام پیاده روی و با گوشی موبایل در دستم و بدون “هنس فری” .نتیجه برایم شگفت انگیز بود ، من در تمام سه موقعیتِ که به قصد ساخته بودم ، هیچ صدائی بجز کلام شما نمی شنیدم،بجز غرق شدن در مفاهیم سخنانتان، انگار بقیه اصوات در موجی معادل ۵۲ هرتس پخش می شدند و من توانائی شنیدنشان را نداشتم..اپیزود هفدهم برایم مثل همان بوق آزادی بود که همواره بی پاسخ می ماند و اینبار نمی دانم چرا باور داشتم کسی از آنطرف گوشی را بر خواهد داشت ، با اشتیاق و سماجت شماره گیری می کردم منتظر به همراهِ یافتم، یافتم های درونم می رقصیدند. ،کمی طول کشید بلاخره کسی گوشی را برداشت ،آنقدر هیجانزده شده بودم که انگار قرار بود به تمام پرسشهایم برسم ،با اولین صدای شنیده شده از آنطرف گوشی به ناگاه تمامی آن صدا های ۵۲ هرتسی که قادر به شنیدنشان نبودم به وضوح شنیده شدند و دیگر قادر به شنیدنِ صدای آنطرف نبودم ، هر چه تلاش می کردم صدا ها را تفکیک کنم نمی شد و من مثل انسانهای درمانده تنها هر چه دمِ دست داشتم دائم خاموش و روشن می کردم تا شاید……..اما نشد ..گوشی را قطع کردم و دوباره تنها اپیزود هفدهم را گوش دادم و نفسی عمیق کشیدم و با خود گفتم ،،برای شنیدن پاسخ هایت از آنطرف گوشی خیلی زود است ،قرارمان در انسانک نیز این چنین نبود… گفتیم با عمقی کمی بیشتر ،و گرنه به قعری می رسیم که نفسهایمان کفافِ رسیدن به سطح اقیانوس را نمی دهد ، و تنها چیزی که نصیبمان خواهد شد شاید نام گذاریِ آن قسمت اقیانوس
    به نام تو عزیز از دست رفته است ،
    ..سلامت و پایدار باشید

    پاسخ
  4. مهدیه
    مهدیه گفته:

    میشه بپرسم شما چطوری از ریز بعضی جزئیاتا زندگی این افرادی که در اپیزود اسم بردین مطلع شدین اینکه هر کدوم در اخر عمر به چه باوری رسیده بودن و … کتابی چیزی هست یا فقط گوگل
    لطفا پیشنهاد کتاب بدید
    بگید ما هم بریم یه سری کتابها رو بخونیم یا چیا رو در این رابطه نریم سراغشون و نخونیم

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      کتاب ِنخواندنی مد نظرم نیست که بگم که نخونید. گوگل هم منبع نیست اما هدایتگر خیلی خوبیه برای یافتن منابع
      اسامی که نام برده شده عمدتا از اندیشمندان و فلاسفه هستند که زندگی اونها در کتابهایی منتشر شده مشخصا زندگی مارتین هایدگر رو در کتاب «کلبه هایدگر» و نامه هایی که به همسرش نوشته و منتشر شده با نام «نازنین من» مطالعه کردم.

      پاسخ
  5. مهدیه
    مهدیه گفته:

    خیلی وقته دوست دارم کتاب روان درمانگری اگزیستانسیالیت رو بخونم
    و می خونمش به زودی
    شما گفتید این کتاب درد رو درست بیان کرده ولی درمان درش نیست درسته؟
    امیدوارم با همراه شدن با شما به یه درمانی آرامشی برسیم و این دل بی قرارمون که کلی سوالات وجودی داره آروم بگیره

    پاسخ
  6. اعظم السادات طباطبایی
    اعظم السادات طباطبایی گفته:

    سلام جناب ایپکچی
    یه روزی بطور اتفاقی یک پادکست از شما دانلود کردم و شنیدم، بدل شنیدم و کلی بدلم نشست، موضوع ملال بود و با تک تک جملاتتون زندگی کردم، و دنبال رو انسانک شدم و رسیدم به جایی ک دیدم انگار نقاط مشترکی بود ک اپیزود بدلم نشست، از شریعتی و علی
    روزگارم با غمی از اختلاف نگاه درگیر است و چقدر زیبا ک با عمق کمی بیشتر به زندگی بنگریم…
    ممنون از بردن ما به عمق زندگی

    پاسخ
  7. محمد
    محمد گفته:

    سلام
    اول متشکرم بابت پادکست ها
    ولی من اون چند تا پادکست اول رو خیلی بیشتر دوست داشتم
    حس میکنم خیلی فلسوی و تخصصی شده
    قرار بود تجربیات روزمره موضوع باشه…

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام
      متشکرم از همراهی و بازخورد
      کاملا تذکر بجایی است و به این جهت بود که خودم در این ایام به این مباحث مشغول بودم. پیمان‌مان همانی است که بود فقط کمی روزمرگی‌هام جنسش تغییر داشت. تجربیات قبلی رو هم تکرار می‌کنیم حتما و لطفا باز هم بازخورد بده بهم

      پاسخ
  8. يكتا
    يكتا گفته:

    هر بار گوش دادن این پادکست انسان رو به عمقی روانه میکنه که جذابیتش با بیشتر گوش کردنش بیشتر میشه.
    یه مدتی درگیر شک کردن به باورهام بودم اگه مدت هاست خدا رو جستجو می کنم پس چرا تو این نقطه هستم کجای راهو دارم اشتباه می رم. چه حال دگرگونیه چه سر در گمی عجیبی!!!؟؟؟

    پاسخ
  9. م.ف
    م.ف گفته:

    سلام آقای ایپکچی
    این بهترین پادکستی بود که گوش کردم
    نیاز داشتم برای این فهم خودم که غم و شادی اصالتی ندارد سندی معتبر پیدا کنم..حتی غمی به عمق از دست دادن عزیزترینت و شادی یی به وسعت بدنیا اوردن انسانی شبیه خودت!
    تنها چیزی که اصالت دارد درد وجودیست
    شما بر این باورم اعتبار بخشیدید
    سپاسگزارم

    پاسخ
  10. امین _ مطیعی
    امین _ مطیعی گفته:

    عرض سلام خدمت دوست عزیز:

    تلفیق هنر و روایت فلسفی در قسمت هفدهم عالی بود و جایگاه ابراهیم طی روایت بسیااااار فراتر از عاااالی،،،

    و اما نقدی بر این اپیزود که نه، بر اپیزود ۱۲ که جایگاهش به نظرم بعد از اپیزود ۱۷ روشن میشه، مربوط به سوالی که در پایان اپیزود ۱۲ در مورد ملال و زوجیت مطرح کردین. اینکه دقیقا پاسخ به اون سوال به صورت ایزوله و تفکیک شده از سایر ابعاد وجودی انسان و زوجیت به تنهایی واقعا قابل پاسخ نیست… خواستم زیر اون اپیزود این مسئله رو مطرح کنم،،، ولی دیدم دقیقا نقدی که می‌خواستم وارد کنم یعنی “نگاه به آدمی و تصمیماتش به عنوان یک کل” رو خودتون به زیباییِ هرچی تمام در این اپیزود بیان کردین.

    به هر حال سپاس از وجودتون جناب ایپکجی

    پاسخ
  11. مریم
    مریم گفته:

    آقای ایپکچی، بودا رو نمیدونم چون آگاهی کاملی ندارم اما زرتشتی میشناسم که او خدا رو یافت نه خدا او را..درحالی که در آموزه‌های دینی من به اندازه ذهن کوچکم خوانده‌ام و درک کرده‌ام که خدا این پیامبران را یافته، به نظر شما کدام دیدگاه شما رو به آرامش میرسونه؟

    پاسخ
      • مریم
        مریم گفته:

        منظور من درواقع این بوده که دین زرتشت معتقدن که زرتشت با پارسایی به خدا رسیده و حرف‌های خداگونه زده و مردم رو به پارسایی دعوت کرده اما در آموزه‌های دینیی که مربوط به پیامبران خداست به ما یاد داده که خدا این پیامبران رو پیدا کرده و باهاشون صحبت کرده و از اونجایی که انسان کمال طلب هستش و از اونجایی که خاتم پیامبران حضرت محمد هستش؛این انسان فکر میکنه که نمیتونه به این مقام برسه و این انسان در همین ابتدای کار اگر ذهن گسترش یافته‌ای نداشته باشه تبدیل به یه آدم سرخورده در باورهای معنوی میشه،خب هممون ۱۲سال تحصیل کردیم کتاب هدیه‌های آسمانی و معارف خوندیم چرا تو این کلاس‌ها یه آدم پارسا وجود نداره ؟؟چرا خود این معلم‌ها پارسا نیستند؟وقتی روحیه کمال‌طلبی انسان که یه امرذاتی هستش سرکوب میشه انسان تلاش زیادی نمیکنه مگر اینکه ذهنش رو خودش توسعه یافته کنه اما از دیدگاه زرتشت ببینیم انگار یه نفس راحتی میکشیم و میدونیم ما هم با تلاش میتونیم یک انسان پارسا بشیم..
        *من مسلمونم
        *حتما نیاز بوده که خدا انسانی رو به پیامبری انتخاب کرده
        *از کجا معلوم اینطوری که محافظه‌کارانه ما رو تربیت کردند ،حضرت محمد میخواست ما تربیت بشیم.
        *با این وضعیت از کجا معلوم داریم راه رو درست میریم..
        *برای منی که دارم قوانین الهی رو یاد میگیرم گفتن فعل پیدا کردن اشتباست ولی من برای اینکه قابل درک‌تر بشه گفتم.
        *شاید تمام این حرف‌ها اشتباه باشه اما برای من زرتشت قابل درک‌تر هستش تا پیامبران‌خدا ،شاید اشتباه تعریفشون کردن و شاید من گمراه هستم…

        پاسخ
  12. mary
    mary گفته:

    اقای اپیکچی
    کاش کتابی معرفی کنید در باب شناخت عالیجناب هایدگر برای کسانی مثل من که نا اشنا هستند و نمیدونند از چه شروع کنند
    بسیار بسیار ممنون میشم اگر جواب رو به ایمیل من بفرستید

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *