40 – مشکله معاش

نگفتم «مسئله معاش» بلکه گفتم «مُشکلۀ معاش» چون دیگر با مسئله ساده و متداولی روبرو نیستیم. سفره‌مان روز به روز کوچک‌تر می‌شود و باید تدبیری اندیشید. من – که مانند بسیاری از شما – این روزها به فکر چاره‌اندیشی برای معیشت و زندگی‌ام هستم به «هفت قدم» رسیده‌ام که در این اپیزود بلندبلند به آن اندیشیده‌ام.

همیشه تصور می‌کردم اپیزود چهلم انسانک درباره عشق باشد اما میثاق ما در انسانک پرداختن به تجربه زیسته و اندیشیدن در وقایع روزمره با عمقی کمی بیش از معمول است و دست روزگار ما را به این روزگار فراخواند. در این اپیزود چند دقیقه‌ای از دیالوگ‌های کم‌نظیر علی حاتمی در سریال هزاردستان و صدای علیرضا عصار در آهنگ «بازی عوض شده» را باهم خواهیم شنید.
موسیقی بدون کلام استفاده شده در این اپیزود:
Devastated | Sohrab Pournazeri , David Garner
موسیقی‌های استفاده شده در اپیزودهای انسانک تدریجا در کانال تلگرام انسانک به نشانی T.me/ensanak تقدیم خواهند شد.


همانطور که در این اپیزود شنیدید، قرار گذاشتیم کامنت‌های این پست برای معرفی لینک‌هایی که تاثیر دارند در توسعه دانایی اقتصادی باز باشد. تایید کامنت‌هایی با این مضمون به معنای تایید و شناخت از جانب انسانک نیست و لطفا بر اساس تحقیق و با مسئولیت شخصی پیگیری فرمایید.

31 پاسخ
  1. Nastaran
    Nastaran گفته:

    خیلی عالی بود.
    واقعا لذت بردم.
    من کتابهایی راجع به برنامه ریزی اقتصادی میخونم همیشه، ولی این اپیزود خیلی کاربردی و عالی بود.

    در این زمینه من کتابهای: پدر پولدار پدر بی پول، ثروتمندترین مرد بابل و اثر مرکب رو پیشنهاد میکنم.

    پاسخ
  2. عبدالرسول کهن‌زاده
    عبدالرسول کهن‌زاده گفته:

    درود و سپاس!
    «وقتی قادر نیستیم شرایط را تغییر دهیم، به چالش کشیده می‌شویم تا خودمان را تغییر دهیم!»

    «آموزش بهبود وضعیت مالی»
    مشاوره و ارائه‌ی راه‌کارِ دقیق و کاملاً کاربردی، جهتِ «رهایی از بدهی‌ها و مشکلاتِ مالی»؛ «افزایشِ قدرتِ خرید»؛ «پس‌انداز»؛ و «ارتقای سطحِ زندگی»!
    روشی بی‌نظیر، برای «مقابله با تورّم»؛ و «تحوّلِ اقتصادِ فردی»!
    آموزش + عمل = آسایش!
    «برای مخاطبانِ انسانک و مِی، کاملاً رایگان است»
    09371805883
    09906721422

    پاسخ
  3. عبدالرسول کهن‌زاده
    عبدالرسول کهن‌زاده گفته:

    اکثرِ مردم، به دو دسته‌ی عمده تقسیم می‌شوند:
    کسانی‌که مشکلِ اقتصادی ندارد، امّا، به آن، تظاهر می‌کنند؛
    و کسانی‌که مشکلِ اقتصادی دارند، امّا، هیچ تلاشی نمی‌کنند!

    پاسخ
  4. امیرحسین اثباتی
    امیرحسین اثباتی گفته:

    42 سال دارم. از اوایل سال 1400 که کسب و کارم بدلیل افزایش قیمت‌ها و پاندومی به شکل خیره کننده ای افت کرده بود بیشتر وقت خود را صرف آموزش دیدن میکنم فعلا در مرحله گودبرداری آموزش هستم اما می‌دانم برجی خواهم ساخت از جنس آگاهی که بزودی سر از خاک بیرون خواهد آورد انگیزه زیادی دارم و عاشق عادت آموزش دیدن شدم. محمد رضا شعبانعلی معلم بزرگیست سری به سایتش بزنید.خیر و برکت را برای همه انسانها آرزومندم.

    پاسخ
  5. محمدرضا
    محمدرضا گفته:

    عالی بود ، پادکست اینوست پلاس بنظرم در مورد بازار های مالی ، سیاست های بانک مرکزی و چاپ پول ، تجربیات فعالین چندین ساله بازارهای مالی ، اطلاعات باارزشی داره

    پاسخ
  6. محمد حسین
    محمد حسین گفته:

    با سلام، خیلی پادکستتون رو دوست دارم و بسیار برام سودمند و ارامشبخشه،
    حسب فرمایشتون در اخر اپیزود باید خدمتتون عرض کنم که با وجود اینکه خدا رو شکر مشکل مالی ندارم ولی طبق یک اتفاق خوب تصادفی با دوره “پول” سایت “بیشتر از یک” اشنا شدم که بسیار برام مفید واقع شد. توی دوره اموزش نمیده که چجوری پول در بیاریم ولی بشدت در مورد نحوه مدیریت مخارج کمک کنندست،
    نکته جالبش این بود که از نظر ناشر، امکان استفاده از اون برای اعضای درجه یک خانواده بدون مانع هست و این میتونه حتی بار مالی دوره رو با تقسیم بین تعداد نفرات کمتر کنه،
    امیدوارم این متن رو دوستان انسانکی بعنوان تبلیغ تلقی نکنن و صرفا جهت این هست که شاید بتونه کمک کننده باشه،
    امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه…

    پاسخ
  7. معصومه عالی
    معصومه عالی گفته:

    با سلام ممنون از پادکست تون که مثل همیشه عالیه ، خاطرات جالبی دارم از گوش دادن به اپیزودها، این بار قسمتی اش رو در قبرستان روبروی خونه ام گوش دادم ، بسیار زیبا، از همه بیشتر سپاسگزار وقتی که صرف می کنید هستم ( امیدوارم از علی جان پسرتون کم نزارید، اگر اسمش و درست گفته باشم) اما جسارتا نظری دارم، کاملا موافقم با فرمایش تون درباره پول اما نه پولدارها، شاید هم پولدارهای ایران اینطورند، البته نمیشه به همه تعمیم داد ، اما در ایران پول بیشتر وسیله خریدن قانون ، بی حرمتی به دیگران، تحقیر ، قضاوت….است، در این مورد هم فرهنگ و تفکر لازمه ….اصلا پول چیه ؟ به چه کاری میاد ؟ چه جایی داره تو زندگی مون ؟ ….ببخشید که طولانی بود عرایضم و پر از ایراد…خوش باشید و سالم.

    پاسخ
  8. سجاد رحمانی
    سجاد رحمانی گفته:

    سلام دوستان انسانکی من
    سجاد رحمانی هستم، دررابطه با مورد پنجم، علم ارائه‌ی علم‌تون به دیگران، من کارشناس مهندسی نرم‌افزار کامپیوتر هستم و درخصوص تولید محتوا و ارتقای صفحات اینستاگرام(پیج‌های فروشگاهی و سایر محتوا) کوره سوادی دارم اگر کسی دوست داره از این طریق کسب درآمد کنه، من نحوه‌ی تولید محتوا، ادیت ویدئو، طراحی کاور، تنظیم پیج حرفه‌ای اینستاگرام، یادگیری الگوریتم اینستا، ورود به اکسپلور، افزایش فروش و… می‌تونم بهتون آموزش بدم، من هم به رسم طبیعت می‌خوام از علم خودم باقیمانده بذارم و بهتون کمک‌ کنم. حتی اگر اطلاعات‌تون در این زمینه کاملا صفره، بازهم جای نگرانی نداره و من می‌تونم این حرفه رو بهتون آموزش بدم و حرفه‌ای بشید.
    برای هماهنگی می‌تونید به پیج اینستاگرامم با آدرس
    @sajjad_rahmani6
    یا از طریق واتساپم به شماره:
    ۰۹۰۵۸۷۹۲۵۳۰ هماهنگ کنید

    پاسخ
  9. امیر سیفی
    امیر سیفی گفته:

    سلام آقای حسام عزیز
    یکی از بزرگترین بخشایش هایی که در زندگی تجربه کردم انسانک و می بوده که به گوش جان نیوش می کنم، حکمت باقیمانده نداره و بخشایشش به اندازه ی ظرف گیرنده به او می بخشد و از بخشنده کم نمی کند. شما هم صحبت بسیاری از زمان های من و همسرم هستید و در شکل گیری ادبیات اندیشیدن من نقش بزرگی داشته اید. برکت
    برای من اینطور بوده که طی این سالها در کنار شغل اصلی سعی کرده ام آموزش ببینم و وارد حوزه های دیگری هم بشوم اما اکثر این کارها رها شده اند نه به بهانه ای بلکه به این خاطر که بهای سنگینی داشتند، هزینه ای که از انرژی و خلوتم باید پرداخت می کردم سنگین بود. اما امروز که اقتصاد را نه به عنوان اصلی ترین آیتم و بلکه پارامتری قابل مشاهده و توجه در کنار مدیریت سایر داشته هایم که برای زندگی شاد به آنها نیاز دارم نگاه می کنم دارم کاری رو یاد می گیرم و شروع می کنم که علی رغم زمان و انرژی ای که براش میزارم سهمی از انرژی، طراوت و شادی زندگی من رو نمیگیره و حتی حال خوب من رو افزون میکنه. باز هم سپاسگزار مهربانی شما

    پاسخ
  10. خادمي
    خادمي گفته:

    سلام جناب ايپكچي بزرگوار
    اثرگفتارونفوذكلامتون باعث شده دوستان ارجمندشنونده هم درنشر علم ومهارتي كه به زحمت كسب كردهاندبپردازندوبسيارعالي ست.
    هم ازشمااستادعزيزوهم ازدوستان بخشنده وگرامي كمال تشكررا دارم.
    خدايارونگهدارتان باد

    پاسخ
  11. محسن
    محسن گفته:

    در رابطه با این اپیزود حرفی دارم؛

    ۱. تمام حرف‌ها شما در اپیزود را در باب کسب ثروت و روزی می‌پذیرم، ولی در رابطه با کسب ثروت، ای کاش بین بدست آوردن ثروت از ارایه ارزش با بدست آوردن ثروت با دست به دست کردن‌های مالی( ملک، ماشین، سهام شرکت، ارز حقیقی و دیجیتال و …) فرق بگذاریم. در صورتی در جامعه‌ی ثروتمند تری خواهیم زیست که به دنبال خلق ارزش باشیم. خلق ارزش در نظر من به دو دسته تولید و ارایه خدمات تقسیم میشه.

    ۲. من از مقدمه شما این برداشت را دارم که این اپیزود متناسب با حال بد وطن مان در این روزها ست و به قول شما راهکاری ست عمل‌گرایانه‌.
    این راهکار هرچند در جای خود درست باشد ولی امروز و در این خاک و بوم راهکار صحیحی نخواهد بود. چرا که مشکل امروز ما مشکل جمعی ست. فردی سازی و اتمیزه کردن مشکل جمعی یافتن راهکار را سخت تر خواهد کرد.
    (به عنوان مثال مشکل امروز ما آشنا نبودن با ابزار های تبلیغات دیجیتال نیست. مشکل آنجاست که این عرصه در وطن ما ممکن است با تصمیمی خلق الساعه و غیرکارشناسانه جمع شود و دودش به چشم آنکس برود که در این عرصه سرمایه‌گذاری کرده است. حال آیا باز میشود مشکل را به نداشتن سواد دیجیتال تقلیل داد؟). من نمی‌خواهم به قول خودتان نق بزنم و از دردی بگویم که هیچ راهی برای درمانش ندارم. ولی فردی کردن مشکل جمعی به نظرم ما را از راهکار درست دور میکند؛ همین.

    ۳. امروز همه ما به طور جمعی در حال فقیرتر شدن هستیم. نه به خاطر کار نکردن، نه بخاطر راحت طلبی، نه به خاطر دوری از عرصه کسب و کار دیجیتال. بلکه به خاطر چاپ پول به منظور جبران کسری بودجه، بلکه به خاطر بی حساب شدن فروش نفت، بلکه به خاطر تقسیم بودجه‌ای که در مجلسی اقلیتی انجام شده و مورد مخالفت اکثریت مردم است، بلکه به خاطر ولخرجی‌های ایدولوژیک و بلکه به خاطر …

    این راهنمای ۷ بندی در کسب ثروت به صورت فردی قطعا موثر خواهد بود ولی سرعت سقوط جمعی ما خیلی بیشتر از این حدود است.

    درود بر تو که مدام به تفکر دعوت می‌کنی

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام محسن عزیز
      – اول: در خصوص ضرورت تناظر کسب ثروت و خلق ارزش با شما هم نظرم. البته در ارتباط با مصادیق باید دقیق‌تر صحبت کنیم تا بیشتر متوجه فرمایش شما باشم. مثلا تمام مصادیق داخل پرانتز باهم مساوی نیست. (صرفا از باب نمونه، اگر کسی با سفته بازی محض توانسته در بازار ارز دیجیتال درآمد کسب کند و به ولخرجی با این درآمد در کشور مشغول است به ظاهر ممکن است ارزشی خلق نکرده باشد اما به واقع ورود ارز به کشور خلق ارزش است) اما بی‌تردید تمام ثروتها باهم ارزندگی برابری ندارند و معیار، ارزشی است که به این ثروت منتهی شده
      – دوم: این نکته از نظرم دور نبوده و برای همین امر تاکید به «مهارت حل مساله» داشتم. اینکه ثروت را به مهارت و آگاهی پیوند دادم با همین دغدغه‌ای بود که فرمودی. یا در خصوص «جمعی بودن رفاه» مشخصا در درخواست از عالمان اقتصاد به یاد دادن دانش خود به دیگران اشاره داشتم و با فرمایش شما هم نظرم.
      – سوم: در خصوص سیر قهقرایی سیاسی کشور و سقوط ریال و نظایر آن تگنای زمان و آزادی دارم برای تبیین بیشتر اما اتفاقا در بخش نیازنامه تاکید کردم که نیاز را بر اساس «ارز مبنا» بنویسید نه ریال و به همین سبب در اینجا نیز دغدغه متفاوتی نداریم

      هر سه بند بالا را برای تاکید بر هم‌دغدغه بودن و به عنوان شاهد مثال عرض کردم اما در جمعبندی پایانی نظر متفاوتی دارم و معتقد نیستم اگر یک فرد در جامعه‌ای به ثروت برسد این صرفا رشد فردی و اتمیزه است. همواره افرادی پیش رفته اند و سپس جامعه‌ای در پی ایشان راهی شده. تاکید بر فردیت مترادف اتمیزه دیدن جامعه نیست بلکه بالعکس اثر رشد فرد بر جامعه قطعی است چنانکه ممکن نیست جزئی از یک کل تغییر کند اما تغییر در کل را صفر بدانیم.

      پاسخ
      • محسن
        محسن گفته:

        ممنونم حسام عزیز
        از توضیحات تکمیلی ممنونم. روشن کننده بود.

        و البته نکته ای که در جمع بندی گفتی خیلی برایم متفاوت و جالب بود. حتما به این نکته و این دیدگاه بیشتر فکر خواهم کرد.

        بازهم به اپیزود چهلم برمی گردم.

        پاسخ
  12. امین
    امین گفته:

    با سلام
    ممنون از پادکست خوبتان. در اپلیکیشن کست‌باکس هیچ‌کدام از اپیزودها در صفحه‌ی شما نیست، مشکل چیست؟

    پاسخ
  13. محمد مرادیان
    محمد مرادیان گفته:

    حسام گرامی،

    ضمن تقدیم سپاس و احترام به پاس اهتمام کم نظیرت در پادکست انسانک،
    خواستم عرض کنم، دندانپزشک دور از وطنم و رحل اقامت به بلاد افرنگیه در حوالی لندن افکنده ام،
    بسیار مشتاق مشارکت در انسانکم،فرصت فراغتم رو فراختر کردم تا به انسانک و انسانکی ها و غبارسواریهای انسانک ها بیشتر بپردازم، بی چشمداشت مزد و منت ، اگه شایسته باشم در بایستگی تقدیم بضاعت مزجات بلادریغم.

    ارادتمند تو
    محمد

    پاسخ
  14. حسن دهشت
    حسن دهشت گفته:

    سلام بر حسام عزیز
    مواردی که از جانب شما ذکر شد بسیار درست و دلنشین بودند و جمع آوری و جمع بندی هم کاملا درست.
    چون گفتید که اگر نکته ای هست، اضافه کنیم وظیفه خودم دانستم. یک جورایی به قسمت آخر صحبتهای شما مرتبط است”
    بنظرم فاصله زمانی بین تصمیم به کمک و یا خواهش دریافت شده برای کمک ، تا زمان احابت آن از جانب ما، می تواند عیار ما را مشخص کند.
    مثلا اگر کسی در خیابان از من کمک خواست و همون لحظه بدون هیچ ملاحظه ای کمک کردم…اون موقع است که می تونم بگم که تونستم یک قدم به انسانیت نزدیک شوم.
    اگر چند قدم رفتم و برگشتم و کمک کردم، هنوز دلتای زمانی ام و دلتای معرفتی ام جای کار دارد.
    البته این به شرط توانایی در کمک است.
    یا اگر تصمیم گرفتم که کارگران روزمزد کنار خیابان را به ناهار دعوت کنم، همون لحظه باید بروم و انجام بدهم..گذشت زمان از اون تصمیم زیبایی بخشش رو کم می کنه.
    رسیدن به اون عیار بالا، خودش موتور محرکه جهان هستی رو برای پاسخگویی به نیازهای من به راه می اندازه و البته لزوما نیازها مالی نیستند.
    ببخشید.

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام حسن جان
      نگاه دقیقی بود … متشکرم
      حالا که می‌فرمایی و فکر می‌کنم به نظرم می آید که اگر تعللی کنیم آن تعلل بیانگر «تردیدی» در درون است و آن «تردید» نیازمند واکاوی و ریشه‌یابی

      پاسخ
  15. سهیل
    سهیل گفته:

    سلام وقت عزیز شما بخیر
    دم شما گرم بابت این مطالب زیبا و گوش و ذهن نواز و سیستم حرفه ای و احترام گذار به مخاطب. از پوستر گرفته تا تدوین و وبسایت و همه چیز.
    لحن صمیمی شما در پادکست به من این اجازه رو میده که با زبان صمیمی صحبت کنم. یک وقت بی ادبی نباشه.
    و اما بعد…
    یک اینکه برادر طوری گفتی این محتویات رو که انگار واقعا یک نظام دو دوتا چهارتایی -نه در اینجا- که در عالم برقراره، گویا واقعا «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد» انگار واقعا رابطه معنی داری بین سعی و تلاش و نتیجه برقراره. کاش که بود. تجربه زیسته من که اینطور نشون نداده. نه اینکه فقط زیست من اینطور نبوده، بلکه -تقریبا- هر آنچه شنیدم از بازندگان و برندگان -باز تقریبا- خلافش رو نشون داده. فرق است بین دنیایی که واقعا نتایج درخور زحماتت را پیش رویت می آورد و آنکه نسبت به نتایج زحمات خنثی و اصم و اعمی است. به نظر شما بنز و مازراتی سواران دنیا -نه فقط ایران- کتابش را خوانده اند؟ مهارتش را یافته اند؟ کارشناسی و نخبگی اش را کشیده اند؟ یا آنان که تا کمر توی سطل های زباله اند فاصله شان با آن یقه سفید ها همین «طی نکردن» هاست؟ من بعید می دانم.
    اشتباه نشود این را می دانم که بسیارند که برای بزرگ بودن، تلاش بسیار کردند و شب نخوابیدند و این هفت گام که بر شمردید را و شاید هفتاد گام دیگر را رفتند تا به جایی که می دانیم رسیدند، عرض بنده آن است که خیر همه کسانی که این هفت گام و آن هفتاد گام را طی کردند به یک جا نرسیدند. فقط برخی رسیدند. اصلا اگر روشی بود که همه به یک میانگین قابل قبول می رسیدند، آنگاه همه همان میانگین را میرفتند. لااقل عده بیشتری می رفتند.
    دو اینکه «حق» آن بود که از «شانس» هم علیرغم اینکه موضع استدلالی ات را ضعیف می کرد نامی به میان می آوردی. هرچند گذرا. به زعم من مسیری که -البته به زیبایی- ترسیم کردی میان کسی که تنبل است و نمی رود و آنکه تنبل نیست و می رود و به نتیجه می رسد و مشکله معیشتش به سنبله عشرت تبدیل می شود به غایت رسواست. اگرچه تاکید بر این بود که «این سخنان انگیزشی نیست» ولی فرق جنسش را با آنان که سمینار می گذارند و هیجان می دهند که اگر به جایی نمی رسید مقصر شمایید متوجه نشدم. سارتر هم آن حرف را گفته باشد طفلک معصوم که نیست! همه اینهایی که گفتی حداقل یک بند هشتم هم نیاز دارد و آن اینکه بقیه اش دست شما نیست؛ باید در زمان مناسب در مکان مناسب و به اندازه مناسب باشید تا چرخ دنیا آنطور که می خواهید- شاید- برایتان بچرخد و سقف معیشتتان روی ستون بندزده بنا نباشد و تازه کسی نمی داند که زمان مناسب و مکان مناسب و اندازه مناسب چقدر است و چطور است. معما چو حل گشت و زمان چون به اندازه کافی گذشت و وقتی دیگر دست بنی بشری به ان رسید می فهمیم که جواب چه بوده است. شانس/تقدیر/سرنوشت یا هرآن چیزی که اسمش را بگذاری وجود دارد و متاسفانه برای بعضی یا خوشبختانه برای بعضی دیگر، دنیا به غایت ناعادلانه است.
    سوم آنکه مخاطب این اپیزود که بود؟ جوان 18 ساله؟ 25 ساله؟ من 40 ساله؟ به نظر شما بر همه همین است؟ این را هم بعید می دانم. من باشم جوازش را تا 24 سال می دهم نه بیشتر.
    چهارم آنکه اگر صحبتی داشتیم که به هیچ کدام از پست ها مربوط نبود چطور بگوییم به دست شما برسد؟

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام عزیز دل
      چون سوال‌ها از اول به آخر دشوارتر می‌شود من از آخر به اول پاسخ عرض کنم
      اول – پست الکترونیک را مرتب می‌بینم و نامرتب پاسخ می‌دهم اما معمولاً محبت دوستان بی پاسخ نیست
      Hesam[at]ipakchi[.]ir
      دوم – من در چهل و یکسالگی‌ام. آنچه برای خودم «قصد» کردم را برای دیگران «بیان» کردم. پنج سال بعد می‌توانم به شرط چاقو برایت بگویم که مسیر را درست دیده بودم یا اشتباه کردم. اما اینکه دیگران در چه سنی باید شنوای این عرایض باشند واقعا برایم قابل سنجش دقیق نیست. من ابزار عالمانه‌ای برای توان‌سنجی در مخاطب ندارم و حتی نظر خودم را هم نمی‌توانم اثبات کنم چه رسد به نظر دیگری. شاید به تعبیر شما برای سن من و امثال من این حرفها دیر باشد. پاسخ را باید «چشید» و گفت و شنید کفایت نمی‌کند
      سوم – موضوع اپیزود درباره «مقدورات» است. در واقع نسبت به «مقدرّات» سکوت شده. این سکوت هم به منزله انکار نیست و اراده ما سهم مختصری از انبوه اراده جاری در این جهان است. اما گفتگو در مورد آنچه که از اراده خارج است (گرچه در اپیزودهای دیگری بحث شده اما) موضوع این اپیزود نبود. با نقد شما موافقم و به «حق» نزدیکتر بود اگر عرض می‌کردم جهان ریموت کنترلی در دستان ما ندارد که قهراً و قطعاً در ازای فشار دادن یک دکمله نتیجه مورد انتظارمان حاصل شود. جاهای دیگر از این موضوع صحبت کرده‌ام اما در وقت ضبط این اپیزود به عقلم نرسید
      چهارم – هم فهم هستم با شما که همه بنزسواران عالم نان «همت» نمی‌خورند. یعنی در خصوص این عرایض نمیشه «تعمیم به عکس» داد. همون بیت معروف که من زیاد تکرار میکنم
      برهنه‌اند به دریا شناگران لیکن – نه هر برهنه به دریا شناگری داند
      برای من و مثل من که از ارث روا و اختلاس ناروا بی‌بهره‌اند 😉 دو مقصد متصور است: «تسلیم» یا «تلاش». اگر انتخاب تلاش باشد، این چند بند را موثر دیدم و اینها «حصر عقلی» هم ندارد که بگوییم جز این نیست و همه حقیقت در همین چند دقیقه خلاصه شده. به قدر فهم من و وقت محتوا این فهرست شمرده شد. با صدر فرمایش شما کاملا موافقم. حتی اگر نظام این عالم دودوتا چهارتایی باشد، سلسله «دو» ها در دیدرس ما نیست. نمیدانیم چه سلسله‌ای از علل کنار هم نشسته تا به این نتیجه کنونی ختم شد

      در نهایت قدردان دقت نظرت هستم … اسباب بازبینی شد و حتما اگر بنا بود امروز این اپزود را ضبط کنم با دقت نظر بیشتری حرف می‌زدم

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.