۳۳ – حا ضاد را

داستان ِاین اپیزود پیرامون نامه‌ای است که حدود هشتاد و یک سال قبل نوشته شده. شما هم عادت دارید که سطرهایی از کتاب‌هایی که می‌خوانید را خط بکشید؟ اگر از این عادت‌ها دارید، قصه اپیزود سی و سوم پادکست انسانک برایتان نامأنوس نیست. کتابی را باز کردم و سطری از یک نامه را دیدم که سال‌ها قبل زیر آن خط کشیده‌ بودم و این سطر سرآغاز جوشش حرف‌هایی شد که در این اپیزود خواهید شنید. موسیقی استفاده‌شده در اپیزود: اینجا کسی است پنهان – هژیرمهرافروز
11 پاسخ
  1. فرشاد قمی
    فرشاد قمی گفته:

    سلام حسام الدین ایپکچی خیلی دلتنگت بودم یکمم بفکر ما شنودهات باش ما دلبستیم به صدات انس گرفتیم با 《حضورت》
    جسارتا من منتظر اپیزود پیرامون درونم اگر جوشش نمیاد بی زحمت کوششی بیارینش.

    پاسخ
  2. الهه
    الهه گفته:

    مثل همیشه عالی بود جناب ایپکچی عزیز🌸🙏
    یه چیزی که به ذهن من رسید اینکه حضور منفی هم داریم ‌که مدام باعث خودخوری فرد میشه، مثل کسی که مدام تو ذهنش با همسرش یا همکارش یا جاری، مادرشوهر و…. در نبرده! و با آوردن‌ حضور کسی (که به نظر خودش دشمنش محسوب میشه) به ذهنش، مدام با اونا زندگی می‌کنه و زندگی رو به خودش و اطرافیانش زهر می‌کنه🤦‍♀️

    پاسخ
  3. الهه
    الهه گفته:

    مثل همیشه عالی بود جناب ایپکچی عزیز، ممنون🌸🙏
    چیزی که به ذهن من رسید اینکه در برابر حضور خوب، حضور بد هم داریم، مثلا کسی که با همسر، همکار، مادرشوهرش و… مشکل داره و مدام اونا رو تو ذهن خودش نگه می‌داره و خودش رو از داشتن زندگی شاد و لذت‌بخش محروم می‌کنه و حتی زندگی رو بر اطرافیانش هم زهر می‌کنه…

    پاسخ
  4. پری
    پری گفته:

    سلام آقای حسام ایپکچی روزتان بخیر
    ان شاءالله که حالتان خوب باشد و کسالت نداشته باشید و ایام و روزگار برایتان پر از شادی و سلامتی و موفقیت باشد. ان شاءالله

    خیلی زیبا بود همه ی ما بارها بارها این تجربه داشته ایم
    من در میان جمع دلم جای دیگر است
    دقیقا همینطوره که فرمودید ما انسانها بعضی اوقات اینقدر در افکار خودمان غرق میشویم که دیگر حضور نداریم و داریم به طرف مقابل نگاه می کنیم و حتی سرمان را هم به عنوان تایید گفتارش تکان
    می دهیم ولی حتی یک جمله از حرفهایش را نفهمیدیم و متوجه نشدیم

    و این غرق شدن دلایل زیادی دارد مثلا میتواند عشق باشد یا گرفتاری، بیماری، مشکلات، غم هایمان، یا حتی حرفهایی که اصلا لایقش نبودیم و به ما گفته شده واین حرفها آن چنان در مغز ما مرور میشود که ما دیگر در جمع حضور نداریم فقط هستیم؛ ولی در واقع نیستیم
    خیلی خوب موضوع را باز کردید وقتی صدایتان را شنیدم یک دفعه احساس کردم چقدر دلم برایتان تنگ شده بود ((مثل خواهری که صدای برادر کوچکترش را میشنود فکر کنم ۱۳ الی ۱۵ سال از شما بزرگتر باشم))
    من خیلی این تجربه ی حضور داشتم بعضی اوقات هم بدون هیچ دل مشغولی و…. که در بالا قید کردم هیچ کدام از موارد نبود ولی خودم دلم خواسته در ان مکان حضور نداشته باشم؛ بودم فقط به احترام میزبان ولی نبودم
    یک مدل حضور دیگه هم هست و میشود تعریف کرد و ان فکر کنم خیلی ها تجربه کردند که خیلی دلت بخواهد در جایی و یا مکانی باشید و چشمهایت را ببندید و تمام حس ها را خاموش کنید و خود را در ان مکان حس کنید و حضور خودتان را در انجا ببینید
    این حضور هم خیلی عالی است.
    بدترینش همان بود که در بالا گفتم نخواهی در جایی باشی و باید صحبتها و رفتار طرف مقابل را ببینی و تحمل کنی و در اینجا باز تمرین میخواهد که باشی ولی حضور نداشته باشی
    خیلی متشکرم عالی بود

    پاسخ
  5. یزدان مددجو
    یزدان مددجو گفته:

    سلام
    آقای ایپکچی سلام
    امیدوارم حالتون خوب باشه. اول اینکه با توجه به نوسان حالتون در آخرین اپیزودهای پادکست های می و انسانک ( البته به نظر من) گفتم شاید بد نباشه شما رو ارجاع بدم به مبحث دوره های مورد ادعا توسط کارشناسان علوم اعصاب که معتقدند انسان همونطور که خانم ها دوره های عادت ماهیانه دارند در سایر ویژگی ها مثل هوش، عاطفه و … هم دوره داره که دونستنش میتونه باعث بشه اپیزودها رو در زمان بهتری آماده کنید که حال دلتون بهتر باشه. هرچند که همیشه کاراتون با عشق بوده.
    درضمن من من اون دسته از کاراتون که جوششی بوده رو همیشه بیشتر دوس داشتم. مثل هش، ۵۲ هرتز، مرگ و این آخری. بنظرم همینو کار کنید می ارزه حتی دو ماه یبار یا بیشتر اپیزودی از شما منتشر بشه.

    و اما نظر من در مورد کلیت انسانک. راستش اگر بخوام انسانک رو برای خودم توصیف کنم باید بگپم بنظرم انسانک یجور سحره. سحرآمیز بودنشم از این جهته که من باور دارم ما آدما گاهی با استناد به آگاهی و خودآگاهی خودمونو زیادی جدی گرفتیم. درحالیکه واقعا هیچی نیستیم. انسانک انسان رو باز عزیز و محترم میدونه که بنظرم همین در طول تاریخ بهمون جسارت داده که توهم اشرف مخلوقات بودن به ما دست بده. البته از منظر ی روانشناس بخوام بگم بنظرم دونستن اینکه ما هیچی نیستیم باعث میشه کمتر اضطراب بگیریم و افسرده بشیم که در خیلی از موارد ناشی ازاینکه خییییییلی زندگی رو جدی گرفتیم. خلاصه اگرچه خیلی با انسانک حال میکنم و افتخار میکنم برای خیلی ها کست باکس رو نصب کردم و بعد هم پادکست شما رو اما نگرانم که این توهم بیشتر مخاطبین پادکست شما رو فرا بگیره.
    البته به هیچ وجه مدعی نیستم مرزهای آگاهی رو شکافتم. بلکه فقط نظر منه. حرف زدن در حضور شما هم خودش جسارت زیادی میخواد. از بس که در واژه ها ریز میشید منم الان تمرکزم کمه هی نگرانم ی جایی بد نگفته باشم حسام خان بپیچه بهم.
    در نهایت اینکه کارت خیلی درسته امیدوارم تا همیشه خودم سعادت شنیدن اندیشه هاتو داشته باشم. یعنی دقیقا اندیشه های خودت حتی اگر اندیشیدن به اندیشه های دیگران باش

    پاسخ
  6. Ali Namazi
    Ali Namazi گفته:

    سلام
    وقت بخیر
    بارگذاری متن اپیزودها روی سایت خیلی ناقصه و اکثر متون اینجا نیستن. البته این توقع بی‌جاییه ولی چون خودتون قبلاً گفتین متن‌ها رو می‌ذارین، من هم منتظر موندم 🙂

    پاسخ
  7. پرهام
    پرهام گفته:

    سلام
    جمعه ۲۷ فروردین سال صفر (به اصطلاح خودتون) بود که انسانک رو شناختم…به طور کاملا اتفاقی اپیزود مرگ [زندگی] مرگ رو پلی کردم و نفهمیدم چجوری زمانش گذشت…تصمیم گرفتم برم از اولین اپیزود دونه دونه به ترتیب گوش بدم و ببینم این ادم آیا فقط این ۳۰ دقیقه و ۱۹ ثانیه رو از دل و جان من سخن گفت یا در کل این خصلت رو داره…و چه تصمیم درست و به جایی گرفتم…چه تاثیر شگرفی گذاشتید در زندگی من…چیزی به من اضافه کردید…ازت ممنونم بابت زحمتی که میکشی…و بازم ممنونم که در هر اپیزود مطلبی ارائه میکنی که به قول خودت بودنش بر بودن دیگر چیزها اثر میگذاره…راستی امروز که ۲۱ خرداده موفق شدم بهت برسم و از این به بعد پا به پات حرفات رو گوش میدم

    پاسخ
  8. Ana.khosh
    Ana.khosh گفته:

    درودبرشما استاد گرامی و ارجمند جناب آقای ایپکچی:
    انشاالله تندرست و شاد باشید در کنار عزیزان.
    بسیار لذت بردم ازاین مطلبِِ زیستیِ شما…
    منهم مدام ازاین حضورهای زیبا،دارم، حتی عزیزانی که دیگرنیستند…!.
    امیدوارم همه برای خودشان حضوری زیبابیافرینند،تا کمتر…ناراحت بشوند و فراموش کنندحضورِ بدی را.
    باتقدیمِ احترام.

    پاسخ
  9. علی نمازی
    علی نمازی گفته:

    سلام
    چند روز پیش، به آدرس ایمیل انسانک، ایمیلی با این محتوا ارسال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم. ممنون می‌شم اینجا راهنمایی کنید.
    متن از این قرار بود:
    با عرض سلام و وقت بخیر خدمت آقای ایپکچی
    می‌خواهم در موضوعی از مشورت شما بهره‌مند شوم.
    من در انتخاب بهترین کتاب، در باب تاریخ جامعی از فلسفه مانده‌ام و نظر خودم بر روی مجموعهٔ کامل ۹ جلدی تاریخ فلسفه، اثر فردریک کاپلستون است و می‌خواهم آن را تهیه کنم. آیا به نظر شما به هزینه‌ و زمانش می‌ارزد یا انتخاب بهتری هم در این موضوع هست؟
    با تشکر فراوان از راهنمایی شما

    پاسخ
    • حسام الدین ایپکچی
      حسام الدین ایپکچی گفته:

      سلام جناب نمازی
      من هم از دوره کاپلستون استفاده کردم – البته فقط شامل بر فلسفه غرب هست – و بعدتر با دوره درس گفتارهای جناب ملکیان – که لینک آن تقدیم شد – آشنا شدم. اما در مجموع تاریخ فلسفه «خطی» نیست یعنی لزوما تابع تقدم تاخر حوادث نیست و به مرور با مطالعه به نسبتهای عمیق تری میان فلاسفه خواهیم رسید. کاپلستون برای آشنایی اجمالی و همینطور اشراف بر تقدم و تاخیر فلاسفه منبع خیلی خوبی است اما برای عمق یافتن در فلسفه هرکدام از افراد نامبرده شده در این دوره، کتابهای غنی‌تری موجود است.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *