امانوئل اریک اشمیت

خرده جنایات زناشوهری

در باره کتاب خرده جنایات زناشوهری حرف آخر را اول بزنم. قلم امانوئل اشمیت در این نمایشنامه به قدری برایم جذاب و دوست داشتنی بود که پایان کتاب نوشته‌ام «از شدت دوستداشتنی بودنش غافلگیر شدم»؛ دیگر خودتان می‌دانید و این کتاب. این قبیل قربان صدقه رفتن از طرف من خیلی موضوع شایع و متداولی نیست.

این کتاب را بیست و پنجم آذرماه سال یکهزار و سیصد و نود و سه از شهر کتاب اکباتان در بلوک پانزدهم خریدم. خرید و خوانش مربوط به سالهای زندگی در اکباتان است. احتمالا کتاب را یک روزه خوانده باشم – موکد توصیه می‌کنم که نمایشنامه ها را یک مجلس و یک روزه بخوانید – خلاصه اینکه مطالعه کتاب در بیست و هشتم آذرماه تمام شده و انتهای کتاب نوشته‌ام

«شاید از این به بعد، به هر زن و شوهری که چند سال از زندگی مشترک‌شان گذشته، خواندن این کتاب را توصیه کنم.»

 

ژیل، شبیه خودمان است … نه؟

یک نکته جالب در این کتاب آن است که بارها تاکید کردم که چقدر ژیل (شخصیت مرد داستان) شبیه من است! انگار که در یک غریبستان با آشنایی روبرو شدم و خلاصه بعد از این کتاب، مشتری ثابت امانوئل اشمیت هستم و بعدتر هم کتابهایی از او را معرفی می‌کنم.

این سوالی است که دوست دارم بعد از خواندن کتاب از مردهای دیگر هم بپرسم، به نظر شما هم ژیل در کتاب خرده جنایات زناشوهری شبیه خودمان بود، نه؟

خرده جنایات زناشوهری به ترجمه خوانا و مطبوع سرکار خانم شهلا حائری و منتشر شده توسط نشر قطره است. (درمورد خانم شهلا حائری هم مطالعه کنید، بانوی فرهیخته و موثر در عرصه فرهنگ.)

پدر شهلا حائری فارغ التحصیل از دانشگاه سوربن فرانسه بود و همین مبنای آشنایی و علاقه مندی او به ادبیات فرانسه شد. او همین رشته را در دانشگاه نیز ادامه داد و حائز مدرک دکتری در ادبیات فرانسه شد. سایت فیدبو توضیحات کاملی در مورد این بانو دارد.

 

امانوئل اشمیت کیست؟

او وب سایت چند زبانه کاملی دارد که می‌توانید مطالعه کنید. امانوئل اشمیت علاوه بر داستان نویسی و نمایشنامه نویسی، دکترای فلسفه دارد.

او در سال ۱۹۶۰ در لیون فرانسه به دنیا آمده و بسیار زیاد قلمش را دوست دارم و توصیه می‌کنم. در آینده نیز درباره کتابهای دیگری از او صحبت خواهیم کرد.

جالب است که حالا که برای نوشتن وبلاگ انسانک به سراغ کتابهای قدیمی امده‌ام، به این جمعبندی نزدیکتر شدم که ظاهرا به ادبیات معاصر فرانسه بسیار علاقه‌مندم. هیجان و شوقم برای توصیف بوبن و اشمیت این گمان را در ذهنم تقویت کرد و جالب اینکه هر دوی آنها نیز فلسفه خوانده‌اند. در چند پست قبل‌تر کتاب دلباختگی بوبن را معرفی کرده‌ام.

7 پاسخ
  1. شهره
    شهره گفته:

    سلام

    خرده جنایتهای زن و شوهری نمایشنامه بی نظیری است.
    با سلیقه شما درباره ادبیات فرانسه بی نهایت همراهم. حتی نویسندگان قدیمی همچون رومن گاری و اگزوپری کماکان از نویسندگان محبوب من هستند

    پاسخ
  2. پاییز
    پاییز گفته:

    بسیار از دیدن این پست خوشحال شدم. چرا که من برای اقای امانوئل اشمیت عزیز احترام خاصی قائلم، در کتاب های این نویسنده می توان یکبار برای همیشه غرق شد و گویی ایشان ذره ای از ارامش هستی را لابه لای کلمات خود جا کرده اند… به راستی چگونه میشود اینطور به معنای واقعی کلمه« مختصر و مفید »نوشت؟
    باری این که میبینم کسانی هستند که مثل من به دنبال درک این کلمات مملو از معنا هستند خوشحالم
    خصوصا که برای من هم اولین پله اشنایی با اقای اشمیت خرده جنایت های زناشوهری بود و پس از ان مهمانسرای دو دنیا و زمانی که یک اثر هنری بودم(که هر دو از فراموش نشدنی ترین اثار وی هستند و در خود یک دریا… شاید هم یک اقیانوس پنهان دارند….به راستی نمی شود توصیف کرد) و پس از ان کتاب های ایشان منبع ذوق من شد چرا که نمی توانم احساس خودم را هنگامی که یکی از کتاب های ایشان را به دست میگیرم با کلمات برایتان بگویم:)

    پاسخ
  3. ارغوان
    ارغوان گفته:

    امانوئل‌ لویناس، فیلسوف لیتواتی‌ تبار ، نظریه ای دارد که معطوف به “دیگری” است . او می گوید :
    .
    《 اخلاق ، وقتی ممکن می شود که با دیگری روبرو شوید.
    بایدها و نبایدها شرط امکان اخلاق نیست، بلکه امکان اخلاق مشروط به حضور دیگری است. همین که در حضور دیگری قرار گرفتی، دیگر شما انسان اخلاقی هستی، اما یک شرط دارد و آن شرط چیست؟ اینکه هر وقت در مقابل دیگران قرار گرفتی باید منفعل باشی. هر دیگری یک راز است. فلسفه، حاصل چشمان ( آن )دیگری است. چشم دیگری نامتناهی است. این دیگری باید بر من عارض شود. خیلی در مقابل دیگری نباید مقاومت کرد. در مقابل دیگری باید گشوده بود. باید سکوت کرد. باید پذیرا بود. باید اجازه بدهید وارد خانه تان بشود. پذیرایی کنید، عقب نشینی کنید. او می گوید : «براى دیدن چهره دیگرى ما باید حجاب کلیت را کنار بزنیم و در این هنگام است که «من» در چهره «دیگرى» بازتاب پیدا مى کند.»
    فلسفه ی «دگربودگى» ، اولویت تام و تمام دیگری بر من است. رابطه ای غیرمتقارن. مسئولیتی بی حدوحصر در قبال دیگری بدون هیچ‌ انتظاری .این دگربودگى و چهره به چهره شدن ، ما را به صلح و عدم خشونت فرامى خواند. این پیام اصلى فلسفه دگربودگى لویناس در عصر خشونتها و برخورد تمدنها است. او مى گوید: «تا وقتى ، «من» هستیم در تنهایى خود محدود مى شویم اما همین که «نگران دیگرى» شدیم و به دیگرى عشق ورزیدیم نامتناهى و بیکران مى شویم و به سوى «او» حرکت مى کنیم.》
    .
    و تم‌ و درون‌ مایه ی اصلی – اگر  نگوییم همه، اما- اغلب آثار اشمیت ، به گفته خودش، همین فلسفه دگربودگی‌ لویناس است، خصوصن‌ در نمایشنامه‌ “خرده‌ جنایات‌ زن‌ و شوهری‌” و داستان‌ “سگ”  .
    .
    مسعود علیا در باره این فلسفه کتابی دارد به نام ” کشف دیگری‌ با لویناس ” .
    طولانی شد . می بخشید .

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *