اپیزود خواستن توانستن نیست ماحصل یادداشتهای روز اول فرودین سال نود و نه است. تجربه اولین عید در قرنطینه و سپری کردن ناشبیه‌ترین روز به نوروز! شاید اگر نبود ذوق علی در چیدن سفره هفت سین، حتی همین سفره‌ای که در ساعتهای پایانی سال چیدیم هم ضرورتی نداشت. سال نود و هشت سخت شروع شد و سال نود و نه سخت‌تر اما آیا سخت بودن به معنای نحس بودن است؟

نحوست، صفت رفتار آدمی است نه ایام

در این اپیزود از فریبی به نام «سال نحس» گفته ام. پس از چند دقیقه خودگویی و وصف حال رسیدیم به این سوال که آیا واقعا خواستن توانستن است؟ آیا این گزاره را می‌توان سختی عمیق و حکیمانه دانست؟ چند دقیقه ای در پاسخ به این سوال سپری شده است. این اپیزود را همکنون بشنوید:

اما موسیقی های متنوع این اپیزود را مدیون هنرمندی علی عظیمی و حسام الدین سراج هستیم! این دو هنرمند آنقدر در سبک متفاوت هستند که متوجه خواهید شد، کدام قطعه متعلق به کدام عزیز است و البته موسیقی ابتدایی همانند دو اپیزود قبلی به هنرمندی گروه دال بند است که در ذیل اپیزود اول معرفی کردم. موسیقی علی عظیمی از آلبوم عشق و شیاطین دیگر انتخاب شده است و هنرمندی سراج را نیز می‌توانید در اینجا بشنوید.

اختیار همچون فیروزه

ما در انبوهی از جبر به دنیا آمده‌ایم، در انبوهی از جبر خواهیم زیست و به مرگی جبرآلود از دنیا خواهیم رفت. بر این اساس است که می‌گویم خواستن توانستن نیست اما آیا این به معنای بی ارزشی و بی اهمیت بودن اراده و انتخاب ماست؟ پاسخ این سوال را هم می‌توانید در این اپیزود بشنوید

مانند همیشه، نقد، پرسش و یا ملاحظات شما را مشتاقانه خواهم خواند. شما می‌توانید در کامنت‌های ذیل هر اپیزود، نظرات خود را مطرح کنید. در اپیزود بعدی به داستانی شنیدنی در موضوع «باور» خواهم پرداخت. پادکست فارسی انسانک را از اغلب پادگیرها می‌توانید بشنوید.

 

 پاورقی اول: نخواستن مترادف با رکود است؟ (۱۳ فروردین نود و نه) 

مساله قابل تاملی است که اگر انسانی نخواهد، به چه سویی باید حرکت کند؟ در اپیزود این گزاره آمده است که نخواستن فرمول رسیدن به رهایی است اما جای تشکیک وجود دارد که آیا نخواستن به رهایی ختم خواهد شد یا به رکود؟ به شادمانی یا به نشستن؟ بنابراین گزاره مطرح شده در این اپیزود نیازمند تعمق بیشتر است.

2 پاسخ
  1. شیوا مافی مرادی
    شیوا مافی مرادی گفته:

    تزاحم خواستن ها. مفهوم جالب و قابل تاملی رو مطرح کردید. در مورد این گزاره که نخواستن فرمول رسیدن به رهایی است فکر می کنم اگر بار مثبت کلمات نخواستن به معنای نخواستن خواسته های بی تاثیر در مسیر کمال و تعالی فردیمون، و رهایی به معنای ازاد شدن از قید تعلقات فکری که مایه بی حرکتی و رنج روحی و مقاومت در برابر تغییر ما هستند رو مبنا قرار بدیم، اونوقت این گزاره درسته. و رهایی دیگه معنی رکود و نشستن رو نمی ده. و مایه شادمانی خواهد بود. چون وقتی زنجیرهایی که با اصرار بر خواستن های ناثواب و صرف عادت بر دستانمون بستیم باز می شن اونوقت خواستنهای ثواب جرات رخنمایی پیدا می کنن و ما رو در مسیری تازه به حرکت وا می دارن. اما مشکل اونجایی پیدا می شه که در موضع انتخاب بین خواسته هامون قرار می گیریم.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *